على محمدى خراسانى
11
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
غيرمعصوم از بيان چنين مطلبى قاصر است . نظير حديث چهارصد اصل دينى كه از امام اميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام در يك مجلس نقل شده است و در خصال شيخ صدوق رضواناللَّه عليه ذكر گرديده است . ولى اين موارد هم در سراسر فقه اندك است و نوع احاديث ما بهصورت خبر واحد مجرّد از قرينه است و عمدهء احكام شرعى را بايد از همين روايات بهدست آوريم و در ميان آنها خبرهاى ضعيف و مرسل و مرفوع و مقطوع ، فراوان است و هيچ دليلى نداريم كه هر روايتى معتبر باشد بلكه قدر مسلّم روايات ثقات حجيت دارند و براى تميز خبرهاى ثقه از غيرثقه مهمترين راه مراجعه به كتب رجال است و اينجا است كه به ارزش و اهميت علم رجال پى مىبريم و با تمام وجود تصديق مىكنيم كه يكى از علوم مورد نياز فقيه براى اجتهاد و استنباط احكام ، علم رجال است . 6 . علم تفسير قران در بخش آياتالاحكام بنابر مشهور پانصد آيه در قرآن كريم در مورد احكام شرعى فرعى عملى است و به آيات احكام شهرت دارند و بر فقيه است كه به اين آيات مراجعه كند و طبق آنها فتوا دهد و بلكه اصلىترين منبع احكام شرعى قرآن مجيد است و هيچ فقيهى از آن بىنياز نيست مخصوصاً در ابواب غير عبادات از احكام شخصى و اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى ، قضاء و شهادات ، حدود و ديات و قصاص و . . . ، زيرا در بخش عباديات روايات فراوانى وجود دارد كه ريز مسائل را تبيين نموده است ولى در باب توصليات يا معاملات به معناى اعم كلمه اينچنين نيست و لذا به كتب فقهى كه مراجعه مىكنيم از آغاز تا به انجام ، قدمبهقدم به اطلاق يا عموم و در يك كلام به ظهور آيه فتوا دادهاند ، فىالمثل در باب معاملات از آيات اوفوا بالعقود ، « 1 » احلّ اللَّه البيع ، « 2 » لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل الّا ان تكون تجارة عن تراض « 3 » براى اصل صحت معامله و تجارت و قراردادها ، و براى لزوم آنها و براى نفى برخى از امورى كه احتمال مىدهيم دخيل باشند ولى در آيات نيامدهاند ، استدلال مىشود . يا مثلًا براى تنظيم كليهء روابط سياسى ، اقتصادى ، امنيتى ، علمى ، فرهنگى ، نظامى ، تجارى ، صنعتى و غيره با دولتهاى غيرمسلمان به آيهء نفى سبيل لن يجعل اللَّه للكافرين على المؤمنين سبيلًا استدلال مىشود . اينجا است كه اهمّيت آشنايى با تفسير قرآن در بخش آيات احكام روشن مىشود و بر فقيه است كه تفسير اين آيات را بداند ولو به اين صورت كه عنداللزوم به كتب تفسير قرآن يا كتب آياتالاحكام و يا كتب فقهى استدلالى مراجعه كند و معناى آيه را بفهمد و اطلاق و عموم آن را احراز كند تا بتواند بر طبق آن فتوا دهد . 7 . در موارد خاصى از فقه به پارهاى ديگر از علوم هم نيازمند است . مثلًا در رابطه با تعيين قبله
--> ( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 275 . ( 3 ) . سورهء نساء ، آيهء 29 .